nähren
تغذیه کردن، پرورش دادن، تقویت کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas nähren)
غذا دادن به موجود زنده؛ تغذیه کردن، خوراک رساندن.
- Die Mutter nährt ihr Baby mit Muttermilch.مادر به نوزادش شیر مادر میدهد.
- Diese Pflanzen werden durch Nährsalze genährt.این گیاهان از طریق نمکهای غذایی تغذیه میشوند.
2
Akkusativ (jemanden / etwas nähren)
احساسات، امیدها یا افکار را در خود پروردن، تقویت کردن یا حفظ کردن.
- Er nährt die Hoffnung, bald wieder gesund zu werden.او این امید را در دل دارد که به زودی دوباره سالم شود.
- Sie nährte einen tiefen Groll gegen ihren Chef.او کینه عمیقی نسبت به رئیسش در دل پرورش میداد.