nähren

Aussprache: /ˈnɛːʁən/
Worttrennung: näh·ren
فعل

تغذیه کردن، پرورش دادن، تقویت کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas nähren)

غذا دادن به موجود زنده؛ تغذیه کردن، خوراک رساندن.

  • Die Mutter nährt ihr Baby mit Muttermilch.مادر به نوزادش شیر مادر می‌دهد.
  • Diese Pflanzen werden durch Nährsalze genährt.این گیاهان از طریق نمک‌های غذایی تغذیه می‌شوند.
2 Akkusativ (jemanden / etwas nähren)

احساسات، امیدها یا افکار را در خود پروردن، تقویت کردن یا حفظ کردن.

  • Er nährt die Hoffnung, bald wieder gesund zu werden.او این امید را در دل دارد که به زودی دوباره سالم شود.
  • Sie nährte einen tiefen Groll gegen ihren Chef.او کینه عمیقی نسبت به رئیسش در دل پرورش می‌داد.