näseln

Aussprache: /ˈnɛːzl̩n/
Worttrennung: nä·seln
فعل

از بینی صحبت کردن، تودماغی حرف زدن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

صحبت کردن با صدایی که از بینی خارج می‌شود؛ تودماغی حرف زدن (به دلیل سرماخوردگی یا عادت).

  • Wegen seiner Erkältung sprach er heute sehr genäselt.او امروز به دلیل سرماخوردگی‌اش خیلی تودماغی صحبت می‌کرد.
  • Bitte sprich nicht so genäselt, das ist schwer zu verstehen.لطفاً اینقدر از بینی صحبت نکن، فهمیدنش سخت است.