näseln
از بینی صحبت کردن، تودماغی حرف زدن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
صحبت کردن با صدایی که از بینی خارج میشود؛ تودماغی حرف زدن (به دلیل سرماخوردگی یا عادت).
- Wegen seiner Erkältung sprach er heute sehr genäselt.او امروز به دلیل سرماخوردگیاش خیلی تودماغی صحبت میکرد.
- Bitte sprich nicht so genäselt, das ist schwer zu verstehen.لطفاً اینقدر از بینی صحبت نکن، فهمیدنش سخت است.