nass
خیس، مرطوب، تر / خشکنشده (رنگ و غیره)
Bedeutungen
1
پوشیده یا آغشته به مایع، به ویژه آب؛ مرطوب.
- Nach dem Regen waren die Straßen nass.بعد از باران، خیابانها خیس بودند.
- Bitte zieh deine nassen Schuhe aus, bevor du ins Haus kommst.لطفاً قبل از ورود به خانه، کفشهای خیس خود را در بیاور.
- Das Handtuch ist noch nass vom Schwimmbad.حوله هنوز از استخر خیس است.
2
به طور مجازی یا استعاری، مثلاً در مورد چشمها (اشکآلود) یا احساسات.
- Seine Augen waren nass vor Rührung.چشمانش از شدت احساسات خیس اشک بود.
- Die frisch gestrichene Wand ist noch nass.دیوار تازه رنگ شده هنوز خیس است (خشک نشده).
- Er fühlte sich nass und elend nach dem langen Marsch im Regen.او بعد از پیادهروی طولانی در باران، احساس خیسی و بدبختی میکرد.