nässen
خیس شدن، مرطوب شدن، مایع ترشح کردن؛ خیس کردن، مرطوب کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas nässen) / Intransitiv
چیزی را خیس یا مرطوب کردن، یا خود به خود خیس یا مرطوب شدن.
- Der Regen hat die Straße genässt.باران خیابان را خیس کرده بود.
- Die Wäsche nässt nach dem Waschen.لباسها بعد از شستشو خیس هستند.
2
Intransitiv (medizinisch)
در پزشکی، برای زخم، بیماری پوستی یا عضو بدن که مایعی (مانند خون، چرک یا ترشحات دیگر) از آن خارج میشود.
- Die Wunde nässt und muss verbunden werden.زخم ترشح دارد و باید پانسمان شود.
- Sein Auge nässt seit gestern.چشم او از دیروز ترشح دارد.