nässen

Aussprache: /ˈnɛsn̩/
Worttrennung: näs·sen
فعل

خیس شدن، مرطوب شدن، مایع ترشح کردن؛ خیس کردن، مرطوب کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (etwas nässen) / Intransitiv

چیزی را خیس یا مرطوب کردن، یا خود به خود خیس یا مرطوب شدن.

  • Der Regen hat die Straße genässt.باران خیابان را خیس کرده بود.
  • Die Wäsche nässt nach dem Waschen.لباس‌ها بعد از شستشو خیس هستند.
2 Intransitiv (medizinisch)

در پزشکی، برای زخم، بیماری پوستی یا عضو بدن که مایعی (مانند خون، چرک یا ترشحات دیگر) از آن خارج می‌شود.

  • Die Wunde nässt und muss verbunden werden.زخم ترشح دارد و باید پانسمان شود.
  • Sein Auge nässt seit gestern.چشم او از دیروز ترشح دارد.