einnässen
شبادراری داشتن، خود را خیس کردن
Bedeutungen
1
intransitiv / sich + Akkusativ
خود را (به طور غیرارادی، به ویژه در خواب) خیس کردن؛ شبادراری داشتن.
- Das kleine Kind hat nachts ins Bett eingenässt.کودک خردسال شبها در تختش را خیس کرد.
- Er schämte sich, weil er sich im Schlaf eingenässt hatte.او خجالت کشید چون در خواب خود را خیس کرده بود.