nüchtern
هوشیار (بدون الکل)، ناشتا، واقعبینانه، منطقی
Bedeutungen
1
کسی که الکل ننوشیده است؛ در حالت هوشیاری کامل.
- Der Arzt wollte den Patienten nüchtern untersuchen.دکتر میخواست بیمار را در حالت ناشتا معاینه کند.
- Nach dem Fest war er endlich nüchtern genug, um nach Hause zu gehen.بعد از جشن، او بالاخره به اندازه کافی هوشیار بود که به خانه برود.
- Bitte bleiben Sie nüchtern, bis die Untersuchung abgeschlossen ist.لطفاً تا پایان معاینه هوشیار بمانید.
2
کسی که چیزی نخورده و ننوشیده است؛ قبل از صرف غذا یا نوشیدنی.
- Man darf vor der Blutabnahme nichts essen und muss nüchtern bleiben.قبل از خونگیری نباید چیزی خورد و باید ناشتا ماند.
- Der Patient muss nüchtern zur Operation erscheinen.بیمار باید ناشتا در عمل جراحی حاضر شود.
- Ist es wichtig, nüchtern zu sein, wenn man Medikamente einnimmt?آیا مصرف دارو در حالت ناشتا مهم است؟
3
واقعبینانه، منطقی، بدون احساساتگرایی؛ با دیدی عینی و عملگرایانه.
- Sie betrachtete die Situation mit nüchterner Vernunft.او با عقلانیتی واقعبینانه به وضعیت نگاه کرد.
- Ein nüchterner Blick auf die Fakten zeigt, dass wir ein Problem haben.نگاهی واقعبینانه به حقایق نشان میدهد که ما مشکلی داریم.
- Er ist ein sehr nüchterner Mensch, der keine unnötigen Risiken eingeht.او فردی بسیار منطقی است که ریسکهای غیرضروری را نمیپذیرد.