nützlich

Aussprache: /ˈnʏt͡slɪç/
Worttrennung: nütz·lich
صفت

مفید، کاربردی، سودمند

Bedeutungen

1

چیزی که فایده‌ای دارد، به کار می‌آید و نتیجه مثبتی ایجاد می‌کند.

  • Dieses Werkzeug ist sehr nützlich für die Reparatur.این ابزار برای تعمیر بسیار مفید است.
  • Ein gutes Buch kann sehr nützlich für die Bildung sein.یک کتاب خوب می‌تواند برای آموزش بسیار مفید باشد.
  • Ich habe nützliche Tipps für deine Reise bekommen.من نکات مفیدی برای سفرت دریافت کردم.
2

کاربردی و عملی؛ در مورد اشیاء یا اطلاعات.

  • Die App bietet nützliche Funktionen für den Alltag.این اپلیکیشن قابلیت‌های کاربردی برای زندگی روزمره ارائه می‌دهد.
  • Diese Information war äußerst nützlich für meine Entscheidung.این اطلاعات برای تصمیم من فوق‌العاده کاربردی بود.
  • Ein faltbarer Regenschirm ist sehr nützlich bei Regen.یک چتر تاشو در زمان بارندگی بسیار کاربردی است.