nützlich
مفید، کاربردی، سودمند
Bedeutungen
1
چیزی که فایدهای دارد، به کار میآید و نتیجه مثبتی ایجاد میکند.
- Dieses Werkzeug ist sehr nützlich für die Reparatur.این ابزار برای تعمیر بسیار مفید است.
- Ein gutes Buch kann sehr nützlich für die Bildung sein.یک کتاب خوب میتواند برای آموزش بسیار مفید باشد.
- Ich habe nützliche Tipps für deine Reise bekommen.من نکات مفیدی برای سفرت دریافت کردم.
2
کاربردی و عملی؛ در مورد اشیاء یا اطلاعات.
- Die App bietet nützliche Funktionen für den Alltag.این اپلیکیشن قابلیتهای کاربردی برای زندگی روزمره ارائه میدهد.
- Diese Information war äußerst nützlich für meine Entscheidung.این اطلاعات برای تصمیم من فوقالعاده کاربردی بود.
- Ein faltbarer Regenschirm ist sehr nützlich bei Regen.یک چتر تاشو در زمان بارندگی بسیار کاربردی است.