nützen

Aussprache: /ˈnʏtsn̩/
Wortzerlegung: nüt·zen
فعل

سودمند بودن، استفاده کردن، به درد خوردن

Beispiele

  • Nützt'' eure Zeit gut!از وقت خود به خوبی استفاده کنید!
  • Diese Ratschläge ''nützen'' mir nichts!این توصیه‌ها به درد من نمی‌خورند!
  • Und was soll mir das ''nützen?و این چه سودی برای من باید داشته باشد؟
  • Das ''nützt'' mir jetzt gar nichts.این الان اصلاً به درد من نمی‌خورد.

Bedeutungen

1 Dativ

مفید بودن، به درد خوردن (برای کسی/چیزی)، فایده داشتن

  • Diese Erfahrung hat mir sehr genützt, um meine Fähigkeiten zu verbessern.این تجربه برایم بسیار مفید بود تا مهارت‌هایم را بهبود بخشم.
  • Es nützt nichts, sich jetzt zu beschweren, die Entscheidung ist gefallen.الان شکایت کردن فایده‌ای ندارد، تصمیم گرفته شده است.
2 Akkusativ

(چیزی) را به کار بردن، استفاده کردن، بهره بردن (اغلب با Akkusativ و قابل تعویض با 'nutzen')

  • Er nützte die Pause für eine kurze Erholung.او از استراحت برای یک تجدید قوا کوتاه استفاده کرد.
  • Man sollte jede Gelegenheit nützen, um Neues zu lernen.باید از هر فرصتی استفاده کرد تا چیزهای جدید یاد گرفت.