na wennschon
خب که چی، اشکالی نداره
Bedeutungen
1
بیانگر پذیرش با بیتفاوتی یا اکراه، یا نشاندهنده این است که موضوع اهمیت چندانی ندارد.
- Du willst nicht mitkommen? Na wennschon, dann bleibe ich eben allein.نمیآیی؟ خب که چی، پس من تنها میمانم.
- Es regnet schon wieder? Na wennschon, wir haben ja einen Regenschirm.دوباره باران میبارد؟ اشکالی ندارد، ما چتر داریم.
- Er hat sich beschwert, aber na wennschon, was soll man machen?او شکایت کرد، اما خب که چی، چه کاری میتوان کرد؟