فعل
دارای ناف کردن (در علم نشانشناسی)، گرهدار کردن
معانی و تعاریف nabeln:
- بند ناف را بریدن (در زمینه پزشکی یا زیستشناسی).
- خود را به چیزی وابسته کردن، به معنای ارتباط عمیق و جداییناپذیر با چیزی داشتن.
جملات نمونه برای nabeln:
Ein Nabelschild ist ein Schild, den man ''genabelt'' hat.
سپر نافدار، سپری است که آن را نافدار کردهاند.
Nach der Geburt wird das Neugeborene genabelt.
پس از تولد، بند ناف نوزاد بریده میشود.
Die Hebamme nabelte das Baby vorsichtig.
ماما بند ناف نوزاد را با احتیاط برید.