nachäffen

Aussprache: /ˈnaːxˌʔɛfn̩/
Worttrennung: nach·äf·fen
فعل

تقلید کردن (به تمسخر)، ادای کسی را درآوردن

Beispiele

  • Musst du mich immer ''nachäffen?!آیا همیشه باید ادای من را درآوری؟!
  • Zwischendurch ''äffen'' die Hosts und ihr Gast Bewegungen von behinderten Sportlern und Sportlerinnen ''nach,'' kriegen sich vor Lachen nicht mehr ein.در این میان، مجریان و مهمانشان حرکات ورزشکاران معلول را تقلید می‌کنند و از خنده نمی‌توانند خود را کنترل کنند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

تقلید کردن از کسی یا چیزی، ادای کسی را درآوردن (اغلب به صورت تمسخرآمیز)

  • Er äfft immer seine Lehrerin nach, was die anderen lustig finden.او همیشه ادای معلمش را درمی‌آورد که بقیه آن را خنده‌دار می‌دانند.
  • Hör auf, mich nachzuäffen! Das ist unhöflich.دست از تقلید کردن من بردار! این بی‌ادبانه است.