nachalarmieren
نیروهای کمکی را فراخواندن، مجدداً هشدار دادن/اعلام خطر کردن
Beispiele
- Bislang, erinnert er sich mit ein wenig Stolz zurück, musste die Roßlebener Stützpunktwehr nie ''nachalarmieren.تاکنون، او با کمی غرور به یاد میآورد، آتشنشانی پایگاه روسلبن هرگز مجبور به فراخواندن نیروهای کمکی نشده بود.
Bedeutungen
1
Akkusativ (optional)
پس از یک هشدار اولیه، مجدداً یا برای درخواست نیروی کمکی هشدار دادن
- Die Feuerwehr musste weitere Kräfte nachalarmieren.آتشنشانی مجبور شد نیروهای بیشتری را فرا بخواند.
- Bei dem großen Unfall wurden sofort Rettungskräfte nachalarmiert.در آن تصادف بزرگ، بلافاصله نیروهای امدادی بیشتری فراخوانده شدند.