فعل
شبیه کسی شدن، به کسی رفتن (از نظر خصوصیات یا ظاهر)
معانی و تعاریف nacharten:
- از نظر خصوصیات اخلاقی یا رفتاری به کسی شبیه بودن، به کسی رفتن
جملات نمونه برای nacharten:
An den Ohren des Babys sieht man schon, dass es der Mutter ''nachartet.''
از گوشهای نوزاد میتوان دید که او «شبیه مادرش شده است».
„Dein verstorbener Bruder ist der einzige gewesen, der meiner Familie ''nachgeartet ist,'' der ist grad' gewesen wie mein Vater selig, von dem hat man auch sein Lebtag kein laut Wörtle gehört.“
«برادر مرحوم تو تنها کسی بود که «به خانواده من رفت»، دقیقاً مانند پدر مرحومم بود، که در تمام عمرش هیچ کلمهای از او شنیده نشد.»
Der Sohn artet dem Vater nach.
پسر به پدرش رفته است.