nachbilden
بازسازی کردن، الگوبرداری کردن، تقلید کردن، کپی کردن
Beispiele
- Die Skulptur wurde dem Original so genau wie möglich ''nachgebildet.این مجسمه تا حد امکان دقیقاً از روی نمونه اصلی بازسازی شد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را بر اساس یک الگو یا مدل موجود دوباره ساختن یا تولید کردن.
- Der Künstler hat das antike Gefäß detailgetreu nachgebildet.هنرمند ظرف باستانی را با جزئیات دقیق بازسازی کرده است.
- Man versucht, die natürlichen Bedingungen im Labor nachzubilden.تلاش میشود تا شرایط طبیعی در آزمایشگاه بازسازی شود.