nachbilden

Aussprache: /ˈnaːxˌbɪldn̩/
Wortzerlegung: nach·bil·den
فعل

بازسازی کردن، الگوبرداری کردن، تقلید کردن، کپی کردن

Beispiele

  • Die Skulptur wurde dem Original so genau wie möglich ''nachgebildet.این مجسمه تا حد امکان دقیقاً از روی نمونه اصلی بازسازی شد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را بر اساس یک الگو یا مدل موجود دوباره ساختن یا تولید کردن.

  • Der Künstler hat das antike Gefäß detailgetreu nachgebildet.هنرمند ظرف باستانی را با جزئیات دقیق بازسازی کرده است.
  • Man versucht, die natürlichen Bedingungen im Labor nachzubilden.تلاش می‌شود تا شرایط طبیعی در آزمایشگاه بازسازی شود.