nachbohren

Aussprache: /ˈnaːxˌboːrən/
Wortzerlegung: nach·boh·ren
فعل

دوباره سوراخ کردن، پیگیری کردن (سوال)

Beispiele

  • Ein zu kleines Loch kann man ganz leicht ''nachbohren''.می‌توان یک سوراخ خیلی کوچک را به راحتی دوباره سوراخ کرد.
  • Max muss bei jeder Kleinigkeit immer ''nachbohren''.ماکس باید در مورد هر چیز کوچکی همیشه پیگیری کند.

Bedeutungen

1 bei + Dativ

پیگیری کردن، بیشتر پرسیدن، کنجکاوی کردن (برای اطلاعات بیشتر، معمولاً با اصرار)

  • Er bohrte bei seinem Kollegen nach, um mehr Details zu erfahren.او از همکارش بیشتر پرسید تا جزئیات بیشتری را بفهمد.
  • Manchmal muss man nachbohren, um die Wahrheit herauszufinden.گاهی اوقات باید پیگیری کرد تا حقیقت را کشف کرد.