nachdenken
فکر کردن، تأمل کردن، اندیشیدن
Bedeutungen
1
über + Akkusativ nachdenken
درباره موضوع، تصمیم یا مسئلهای به طور تمرکزیافته و عمیق فکر کردن
- Ich muss über dein Angebot nachdenken.من باید درباره پیشنهاد تو فکر کنم.
- Er denkt oft über den Sinn des Lebens nach.او اغلب درباره معنای زندگی فکر میکند.
2
intransitiv
تمرکز فکری داشتن، اندیشیدن پیش از پاسخ یا اقدام (بدون ذکر مفعول)
- Denk mal nach, bevor du antwortest.قبل از اینکه جواب دهی، کمی فکر کن.
- Sie saß am Fenster und dachte nach.او کنار پنجره نشسته بود و فکر میکرد.