nachdunkeln
تیرهتر شدن (با گذشت زمان)، رنگ باختن
Beispiele
- Das Leder ist ''nachgedunkelt''.چرم "تیره شده است".
- Das Holz hat ''nachgedunkelt''.چوب "تیره شده است".
Bedeutungen
1
Intransitiv
به مرور زمان تیره شدن، رنگ گرفتن (معمولاً در مورد مواد طبیعی مانند چوب یا رنگها).
- Das Holz wird mit der Zeit nachdunkeln und eine schönere Patina entwickeln.چوب به مرور زمان تیره خواهد شد و پتینهای زیباتر پیدا خواهد کرد.
- Diese Farbe dunkelt nach dem Trocknen noch etwas nach, das ist normal.این رنگ پس از خشک شدن کمی تیرهتر میشود، این طبیعی است.