nacheifern
الگو قرار دادن / پیروی کردن
Beispiele
- Er meinte, seinem angebeteten Meister wie in seinem Studium, so auch in der Wahl seiner Gattin ''nacheifern'' zu müssen.او فکر میکرد که باید در انتخاب همسرش نیز مانند تحصیلاتش، از استاد محبوبش الگوبرداری کند.
Bedeutungen
1
Dativ
تلاش کردن برای رسیدن به موفقیت یا ویژگیهای مثبت کسی دیگر، از کسی الگو گرفتن.
- Er eifert seinem Vater in seiner Karriere nach.او در حرفهاش از پدرش الگو میگیرد.
- Viele junge Sportler eifern ihren Idolen nach.بسیاری از ورزشکاران جوان از قهرمانان خود تقلید میکنند.