nachempfinden
همدلی کردن، احساس دیگری را درک کردن، بازآفرینی کردن
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ) nachempfinden
احساسات، شرایط یا رنج شخص دیگری را به خوبی درک کردن و در ذهن خود تجربه نمودن
- Ich kann gut nachempfinden, wie schwer diese Zeit für dich war.من به خوبی میتوانم درک کنم که این دوران چقدر برایت سخت بود.
- Es ist schwer, den Schmerz eines Verlustes wirklich nachempfinden zu können.درک واقعی درد یک فقدان بسیار دشوار است.
2
jemandem/etwas (Dativ) nachempfunden sein
اثری هنری یا سبکی را الهامگیری کرده و طبق آن بازآفرینی کردن
- Das Gebäude ist dem klassischen Stil nachempfunden.این ساختمان با الهام از سبک کلاسیک طراحی و ساخته شده است.
- Diese Bettwäsche scheint den Bildern von Miró nachempfunden zu sein.به نظر میرسد این روتختی از روی نقاشیهای میرو الگوبرداری شده باشد.