nacherleben

Aussprache: /ˈnaːxˌʔɛɐ̯leːbn̩/
Wortzerlegung: nach·er·le·ben
فعل

بازآفرینی کردن، حس کردن تجربه دیگری/گذشته

Bedeutungen

1 Akkusativ

از طریق کتاب، فیلم، داستان یا شبیه‌سازی، احساسات و ماجراهای گذشته یا شخص دیگری را مجدداً حس و درک کردن

  • Durch das spannende Buch konnte ich die Abenteuer der Hauptfigur nacherleben.از طریق آن کتاب جذاب توانستم ماجراهای شخصیت اصلی را حس و بازآفرینی کنم.
  • In dem Museum kann man die historische Epoche virtuell nacherleben.در این موزه می‌توان آن برهه تاریخی را به صورت مجازی بازآفرینی و حس کرد.