nacherzählen

Aussprache: /ˈnaːxʔɛɐ̯ˌt͡sɛːln̩/
Worttrennung: nach·er·zäh·len
فعل

بازگو کردن, نقل کردن

Bedeutungen

1 etwas (Akkusativ) nacherzählen

داستان، متن یا فیلمی را که قبلاً خوانده، دیده‌ یا شنیده‌ شده با عبارت‌ها و کلمات خود دوباره تعریف کردن.

  • Kannst du mir die Geschichte nacherzählen?می‌توانی داستان را برایم بازگو کنی؟
  • Der Student musste den gelesenen Text mit eigenen Worten nacherzählen.دانشجو مجبور بود متن خوانده شده را با کلمات خودش بازگو کند.