فعل
دنبال افتادن، سقوط کردن
معانی و تعاریف nachfallen:
- به دنبال کسی یا چیزی افتادن (فیزیکی)
- عقب افتادن، از قافله جا ماندن (مجازی، در توسعه، پیشرفت یا رقابت)
جملات نمونه برای nachfallen:
Das Kind fiel der Mutter nach.
بچه به دنبال مادرش افتاد.
Einige Blätter fielen dem Wind nach.
چند برگ به دنبال باد افتادند.
Das Unternehmen ist der Konkurrenz nachgefallen.
شرکت از رقابت عقب افتاده است.