nachfließen

Aussprache: /ˈnaːxˌfliːsn̩/
Worttrennung: nach·flie·ßen
فعل

جاری شدن به دنبال، سرازیر شدن، پیوستن تدریجی

Bedeutungen

1 in + Akkusativ / zu + Dativ

جاری شدن یا سرازیر شدن مایع به دنبال چیزی یا به مکانی؛ پر کردن یک فضا پس از تخلیه.

  • Das Wasser floss nach, nachdem der Abfluss frei war.پس از باز شدن مجرای فاضلاب، آب به جریان افتاد.
  • Die Tinte floss in die Feder nach.جوهر به داخل قلم سرازیر شد.
2 zu + Dativ (zu jemandem / etwas nachfließen)

اضافه شدن یا پیوستن تدریجی و مداوم (معمولاً افراد، منابع یا اطلاعات) به یک گروه یا جریان.

  • Immer mehr Studenten flossen zu der Demonstration.دانشجویان بیشتری به تظاهرات پیوستند.
  • Die Gelder flossen dem Projekt nach.منابع مالی به تدریج به پروژه اضافه شد.