nachfließen
جاری شدن به دنبال، سرازیر شدن، پیوستن تدریجی
Bedeutungen
1
in + Akkusativ / zu + Dativ
جاری شدن یا سرازیر شدن مایع به دنبال چیزی یا به مکانی؛ پر کردن یک فضا پس از تخلیه.
- Das Wasser floss nach, nachdem der Abfluss frei war.پس از باز شدن مجرای فاضلاب، آب به جریان افتاد.
- Die Tinte floss in die Feder nach.جوهر به داخل قلم سرازیر شد.
2
zu + Dativ (zu jemandem / etwas nachfließen)
اضافه شدن یا پیوستن تدریجی و مداوم (معمولاً افراد، منابع یا اطلاعات) به یک گروه یا جریان.
- Immer mehr Studenten flossen zu der Demonstration.دانشجویان بیشتری به تظاهرات پیوستند.
- Die Gelder flossen dem Projekt nach.منابع مالی به تدریج به پروژه اضافه شد.