nachfolgen
دنبال کردن، جانشین شدن، پیروی کردن
Bedeutungen
1
Dativ
دنبال کردن، از پی کسی رفتن (فیزیکی)
- Der Hund folgte seinem Herrchen überallhin nach.سگ همه جا دنبال صاحبش میرفت.
- Bitte folgen Sie mir nach, ich zeige Ihnen den Weg.لطفاً دنبال من بیایید، راه را به شما نشان میدهم.
2
Dativ
جانشین شدن، به جای کسی آمدن (در مقام یا موقعیت)
- Er wird seinem Vater als Geschäftsführer nachfolgen.او جانشین پدرش به عنوان مدیر عامل خواهد شد.
- Wer wird dem scheidenden Präsidenten nachfolgen?چه کسی جانشین رئیس جمهور در حال کنارهگیری خواهد شد؟