nachfragen

Aussprache: /ˈnaːxˌfraːɡn̩/
Wortzerlegung: nach·fra·gen
فعل

پیگیری کردن، جویا شدن، دوباره سؤال کردن، تقاضا داشتن

Bedeutungen

1 bei + Dativ (Person/Stelle) / nach + Dativ (Thema)

برای اطمینان یا کسب اطلاعات بیشتر، مجدداً سؤال یا پیگیری کردن

  • Ich habe beim Amt nachgefragt, wie weit mein Antrag ist.من از اداره پیگیری کردم که درخواستم در چه مرحله‌ای است.
  • Falls Sie noch Fragen haben, können Sie jederzeit nachfragen.اگر هنوز سؤالی دارید، می‌توانید هر زمان دوباره بپرسید/پیگیری کنید.
2 Akkusativ (etwas nachfragen)

تقاضا یا خواستار بودن (در اقتصاد و بازار)

  • Produkte aus ökologischem Anbau werden heutzutage stark nachgefragt.محصولات ارگانیک این روزها بسیار پرتقاضا هستند.
  • Wenn der Preis steigt, wird die Ware weniger nachgefragt.وقتی قیمت بالا برود، کالا کمتر تقاضا می‌شود.