nachgeben

Aussprache: /ˈnaːxˌɡeːbn̩/
Wortzerlegung: nach·ge·ben
فعل

کوتاه آمدن، تسلیم شدن، خم شدن، اضافه دادن

Bedeutungen

1 Dativ

تسلیم شدن در برابر خواسته، فشار یا اصرار کسی، کوتاه آمدن

  • Er hat dem Druck seiner Eltern nachgegeben.او در برابر فشار والدینش کوتاه آمد.
  • Nach langem Streit gab sie schließlich nach.پس از مشاجره‌ای طولانی، او بالاخره تسلیم شد.
2 intransitiv

خم شدن، فرو رفتن یا شکستن تحت فشار (برای اشیاء و مواد)

  • Der alte Stuhl gab unter seinem Gewicht nach.صندلی قدیمی زیر وزن او خم شد.
  • Das Eis auf dem See gab nach.یخ روی دریاچه فرو ریخت (شکست).
3 Dativ + Akkusativ

اضافه دادن، مقدار بیشتری غذا یا جنس کشیدن

  • Die Verkäuferin gab dem Kunden noch etwas Obst nach.فروشنده کمی دیگر میوه به مشتری اضافه داد.
  • Können Sie mir bitte etwas Suppe nachgeben?می‌توانید لطفاً کمی دیگر سوپ به من بدهید؟