nachgeben
کوتاه آمدن، تسلیم شدن، خم شدن، اضافه دادن
Bedeutungen
1
Dativ
تسلیم شدن در برابر خواسته، فشار یا اصرار کسی، کوتاه آمدن
- Er hat dem Druck seiner Eltern nachgegeben.او در برابر فشار والدینش کوتاه آمد.
- Nach langem Streit gab sie schließlich nach.پس از مشاجرهای طولانی، او بالاخره تسلیم شد.
2
intransitiv
خم شدن، فرو رفتن یا شکستن تحت فشار (برای اشیاء و مواد)
- Der alte Stuhl gab unter seinem Gewicht nach.صندلی قدیمی زیر وزن او خم شد.
- Das Eis auf dem See gab nach.یخ روی دریاچه فرو ریخت (شکست).
3
Dativ + Akkusativ
اضافه دادن، مقدار بیشتری غذا یا جنس کشیدن
- Die Verkäuferin gab dem Kunden noch etwas Obst nach.فروشنده کمی دیگر میوه به مشتری اضافه داد.
- Können Sie mir bitte etwas Suppe nachgeben?میتوانید لطفاً کمی دیگر سوپ به من بدهید؟