nachfließen

Aussprache: /ˈnaːxˌfliːsn̩/
Wortzerlegung: nach·flie·ßen
فعل

جاری شدن به دنبال، سرازیر شدن

Beispiele

  • In Kranichfeld versickert mehr Ilmwasser als ''nachfließen'' kann.در کرانیخ‌فلد آب بیشتری از ایلما نشت می‌کند تا بتواند به دنبال آن جاری شود.

Bedeutungen

1 به همراه حرف اضافه (مثلاً in + Akkusativ)

جاری شدن یا سرازیر شدن مایع به دنبال چیزی یا به مکانی

  • Das Wasser floss langsam in den See nach.آب به آرامی به داخل دریاچه سرازیر شد.
  • Nach dem Regen floss das Schmelzwasser den Bach entlang nach.بعد از باران، آب ذوب شده در امتداد جویبار جاری شد.
2 به همراه حرف اضافه (مثلاً zu + Dativ)

اضافه شدن یا پیوستن تدریجی و مداوم (معمولاً افراد یا منابع)

  • Immer mehr Besucher flossen zum Konzert nach.همواره بازدیدکنندگان بیشتری به کنسرت اضافه می‌شدند.
  • Die Gelder flossen langsam in das Projekt nach.وجوه به آرامی به پروژه سرازیر می‌شدند.