nachgären
دوباره تخمیر شدن، تخمیر ثانویه، اثر کردن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
پس از تخمیر اولیه، دوباره تخمیر شدن یا فرآیند تخمیر را ادامه دادن (معمولاً در مورد نوشیدنیها).
- Der Wein muss noch einige Wochen nachgären.شراب باید چند هفته دیگر تخمیر ثانویه شود.
- Die Hefe sorgt dafür, dass das Bier richtig nachgärt.مخمر باعث میشود که آبجو به درستی تخمیر شود.
2
intransitiv (بدون مفعول)
(مجازی) چیزی که در ذهن باقی میماند و اثرات خود را به تدریج نشان میدهد، یا باعث ناراحتی و فکر کردن میشود.
- Die Ereignisse des Tages hallten noch lange nach.اتفاقات آن روز مدتها در ذهن باقی ماند.
- Seine Worte wirkten nach und ließen mich nicht zur Ruhe kommen.حرفهایش اثر کرد و مرا آرام نگذاشت.