nachgären

Aussprache: /ˈnaːxˌɡɛːʁən/
Worttrennung: nach·gä·ren
فعل

دوباره تخمیر شدن، تخمیر ثانویه، اثر کردن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

پس از تخمیر اولیه، دوباره تخمیر شدن یا فرآیند تخمیر را ادامه دادن (معمولاً در مورد نوشیدنی‌ها).

  • Der Wein muss noch einige Wochen nachgären.شراب باید چند هفته دیگر تخمیر ثانویه شود.
  • Die Hefe sorgt dafür, dass das Bier richtig nachgärt.مخمر باعث می‌شود که آبجو به درستی تخمیر شود.
2 intransitiv (بدون مفعول)

(مجازی) چیزی که در ذهن باقی می‌ماند و اثرات خود را به تدریج نشان می‌دهد، یا باعث ناراحتی و فکر کردن می‌شود.

  • Die Ereignisse des Tages hallten noch lange nach.اتفاقات آن روز مدت‌ها در ذهن باقی ماند.
  • Seine Worte wirkten nach und ließen mich nicht zur Ruhe kommen.حرف‌هایش اثر کرد و مرا آرام نگذاشت.