nachgehen
پیگیری کردن/بررسی کردن، مشغول بودن به کار/سرگرمی، دنبال کسی رفتن، عقب بودن ساعت
Bedeutungen
1
Dativ (jemandem / einer Sache)
پیگیری کردن سرنخ، تحقیق در مورد یک موضوع یا رسیدگی به یک شایعه یا شکایت.
- Die Polizei geht dem Hinweis nach.پلیس در حال پیگیری این سرنخ است.
- Wir müssen dieser Sache genauer nachgehen.ما باید این موضوع را دقیقتر بررسی کنیم.
2
Dativ (jemandem / einer Sache)
مشغول بودن و پرداختن به یک حرفه، شغل، فعالیت یا سرگرمی.
- Er geht seit vielen Jahren der Fotografie nach.او سالهاست که به عکاسی مشغول است.
- Sie geht ihrem Hobby, dem Malen, mit großer Leidenschaft nach.او با اشتیاق فراوان به سرگرمی خود، یعنی نقاشی، میپردازد.
3
intransitiv (بدون مفعول)
عقب ماندن و کند کار کردن ساعت نسبت به زمان واقعی.
- Meine Uhr geht jeden Tag fünf Minuten nach.ساعت من هر روز پنج دقیقه عقب میافتد.
- Das alte Uhrwerk geht leider nach.متأسفانه مکانیزم ساعت قدیمی عقب میرود.
4
Dativ (jemandem / einer Sache)
به دنبال کسی راه رفتن و تعقیب کردن.
- Der Detektiv ging dem Verdächtigen unauffällig nach.کارآگاه به طور نامحسوس به دنبال مظنون رفت.
- Die Kinder gingen ihrer Mutter lachend nach.بچهها در حالی که میخندیدند، پشت سر مادرشان رفتند.