nachgeordnet
تحتالشعاع، تابع، رده پایینتر
Bedeutungen
1
در سلسله مراتب یا اهمیت، در رده پایینتر قرار گرفته؛ وابسته به یک مقام یا موضوع اصلیتر.
- Die nachgeordneten Beamten warteten auf Anweisungen.مقامات رده پایینتر منتظر دستورات بودند.
- In diesem Projekt hat die Ästhetik eine nachgeordnete Rolle gespielt.در این پروژه، زیباییشناسی نقشی تابع داشت.
- Die Abteilung ist nachgeordnet dem Hauptbüro.این بخش تابع دفتر اصلی است.