nachschauen

Aussprache: /ˈnaːxˌʃaʊ̯ən/
Wortzerlegung: nach·schau·en
فعل

بررسی کردن، نگاه کردن، چک کردن

Beispiele

  • Er ''schaute'' seiner Liebsten noch lange ''nach.او مدت طولانی به معشوقش نگاه کرد.
  • Schau'' mal ''nach,'' wie weit die Erntehelfer mit der Arbeit sind.نگاه کن ببین کارگران فصلی چقدر پیشرفت کاری داشته‌اند.
  • Sie ''schaut'' im Fernsehprogramm ''nach,'' welche Filme abends laufen.او در برنامه تلویزیونی نگاه می‌کند تا ببیند چه فیلم‌هایی در شب پخش می‌شوند.
  • Unglaublich viele Flexionen kann man detailliert im Wiktionary ''nachschauen.فلکسیون‌های باورنکردنی زیادی را می‌توان به تفصیل در ویکی‌واژه بررسی کرد.

Bedeutungen

1 in + Dativ

چیزی را در یک مرجع (مانند کتاب یا فرهنگ لغت) جستجو کردن یا بررسی کردن.

  • Ich muss das Wort im Wörterbuch nachschauen.من باید این کلمه را در فرهنگ لغت پیدا کنم.
  • Schau mal im Internet nach, ob das stimmt.در اینترنت نگاه کن ببین درست است یا نه.
2 nach + Dativ

وضعیت کسی یا چیزی را بررسی کردن، سر زدن.

  • Kannst du bitte nach den Kindern nachschauen?می‌توانی لطفاً به بچه‌ها سر بزنی؟
  • Er schaute nach dem Motor, um das Problem zu finden.او موتور را بررسی کرد تا مشکل را پیدا کند.