nachschnüffeln

Aussprache: /ˈnaːxˌʃnʏfl̩n/
Worttrennung: nach·schnüf·feln
فعل

جاسوسی کردن، سرک کشیدن، فضولی کردن

Bedeutungen

1 nach + Dativ

بو کشیدن دنبال چیزی، معمولاً توسط حیوانات برای یافتن ردپا یا بو

  • Der Hund schnüffelt nach dem Hasen.سگ دنبال خرگوش بو می‌کشد.
  • Sie schnüffelte am Boden nach Spuren.او روی زمین دنبال ردپا بو می‌کشید.
2 nach + Dativ

سرک کشیدن، فضولی کردن در امور دیگران (مجازی و با بار منفی)

  • Er schnüffelt immer in den Angelegenheiten anderer Leute nach.او همیشه در کارهای دیگران سرک می‌کشد.
  • Die Journalisten schnüffelten nach Skandalen.روزنامه‌نگاران دنبال رسوایی‌ها می‌گشتند.