nachsetzen

Aussprache: /ˈnaːxˌzɛt͡sn̩/
Wortzerlegung: nach·set·zen
فعل

تعقیب کردن، اصرار ورزیدن و پیگیری کردن، بعد از اسم آوردن

Bedeutungen

1 jemandem/etwas (Dativ) nachsetzen

کسی یا چیزی را تعقیب کردن یا به دنبالش دویدن (شکار، دزد، توپ)

  • Die Polizei setzte dem flüchtenden Dieb sofort nach.پلیس بلافاصله دزد در حال فرار را تعقیب کرد.
  • Der Stürmer setzte dem Ball nach und schoss das Tor.مهاجم به دنبال توپ دوید و گل را به ثمر رساند.
2 nachsetzen / in einer Sache nachsetzen

در گفت‌وگو یا درخواست، اصرار ورزیدن، سوال مجدد پرسیدن یا پیگیری کردن

  • Der Journalist setzte mit einer kritischen Frage nach.خبرنگار با یک سوال انتقادی موضوع را پیگیری کرد (اصرار ورزید).
  • Wir dürfen jetzt nicht lockerlassen, sondern müssen nachsetzen.ما نباید الان کوتاه بیاییم، بلکه باید موضوع را پیگیری کنیم.
3 etwas (Akkusativ) nachsetzen

کلمه یا صفتی را بعد از اسم قرار دادن (گرامر)

  • In manchen Ausdrücken kann man das Adjektiv nachsetzen.در برخی عبارات می‌توان صفت را بعد از اسم قرار داد.
  • Bei „Whisky pur“ wird das Adjektiv nachgesetzt.در عبارت «ویسکی خالص»، صفت بعد از اسم آورده شده است.