nachsetzen
تعقیب کردن، اصرار ورزیدن و پیگیری کردن، بعد از اسم آوردن
Bedeutungen
1
jemandem/etwas (Dativ) nachsetzen
کسی یا چیزی را تعقیب کردن یا به دنبالش دویدن (شکار، دزد، توپ)
- Die Polizei setzte dem flüchtenden Dieb sofort nach.پلیس بلافاصله دزد در حال فرار را تعقیب کرد.
- Der Stürmer setzte dem Ball nach und schoss das Tor.مهاجم به دنبال توپ دوید و گل را به ثمر رساند.
2
nachsetzen / in einer Sache nachsetzen
در گفتوگو یا درخواست، اصرار ورزیدن، سوال مجدد پرسیدن یا پیگیری کردن
- Der Journalist setzte mit einer kritischen Frage nach.خبرنگار با یک سوال انتقادی موضوع را پیگیری کرد (اصرار ورزید).
- Wir dürfen jetzt nicht lockerlassen, sondern müssen nachsetzen.ما نباید الان کوتاه بیاییم، بلکه باید موضوع را پیگیری کنیم.
3
etwas (Akkusativ) nachsetzen
کلمه یا صفتی را بعد از اسم قرار دادن (گرامر)
- In manchen Ausdrücken kann man das Adjektiv nachsetzen.در برخی عبارات میتوان صفت را بعد از اسم قرار داد.
- Bei „Whisky pur“ wird das Adjektiv nachgesetzt.در عبارت «ویسکی خالص»، صفت بعد از اسم آورده شده است.