nachspielen

Aussprache: /ˈnaːxˌʃpiːlən/
Wortzerlegung: nach·spie·len
فعل

بازسازی/بازاجرا کردن (رویداد)، کاور کردن (موسیقی)، وقت اضافه گرفتن (ورزش)

Bedeutungen

1 Akkusativ

یک رویداد، داستان یا صحنه واقعی را دوباره بازسازی و نمایش دادن

  • Die Kinder haben die Szene aus dem Film im Schulhof nachgespielt.بچه‌ها صحنه فیلم را در حیاط مدرسه بازسازی کردند.
  • Die Polizei ließ den Unfallhergang genaustens nachspielen.پلیس دستور داد صحنه تصادف دقیقاً بازسازی شود.
2 Akkusativ

قطعه موسیقیِ هنرمند دیگری را دوباره نواختن (کاور کردن)

  • Die Coverband spielt viele berühmte Songs der 80er Jahre nach.این گروه کاور، بسیاری از آهنگ‌های معروف دهه ۸۰ را بازاجرا می‌کند.
3 Akkusativ / (ohne Objekt)

در فوتبال، زمان اتلاف‌شده را به عنوان وقت اضافه محاسبه و بازی کردن

  • Der Schiedsrichter lässt wegen der Verletzungspause drei Minuten nachspielen.داور به دلیل توقف مصدومیت، سه دقیقه وقت اضافه گرفت.