nachtreten
به کسی که زمین خورده یا ضعیف شده لگد زدن (فیزیکی یا کلامی)، ناجوانمردانه حمله کردن
Bedeutungen
1
Dativ (شخص)
پس از افتادن یا زمین خوردن کسی، به او لگد زدن (معنای فیزیکی و اغلب منفی)
- Der Spieler trat seinem Gegner nach dem Foul noch einmal nach.بازیکن پس از خطا، یک بار دیگر به حریفش لگد زد.
- Er trat dem Ball nach, obwohl er schon im Aus war.او به توپ لگد زد، با اینکه توپ قبلاً از زمین خارج شده بود.
2
gegen + Akkusativ (شخص) یا intransitiv
پس از شکست، استعفا یا خروج کسی، او را مورد انتقاد قرار دادن یا شماتت کردن (معنای مجازی)
- Man sollte nicht nachtreten, wenn jemand schon am Boden liegt.نباید وقتی کسی زمین خورده است، او را شماتت کرد.
- Auch nach seinem Rücktritt wurde noch lange gegen ihn nachgetreten.حتی پس از استعفایش، مدتها علیه او انتقاد میشد.