nachwinken

Aussprache: /ˈnaːxˌvɪŋkn̩/
Wortzerlegung: nach·win·ken
فعل

از دور دست تکان دادن، بدرقه کردن با دست

Beispiele

  • Dies ist nicht nur die Frau, die in der Schürze am Tor steht und dem Mann ''nachwinkt'' […].این فقط زنی نیست که در لباس پیش‌بند کنار دروازه ایستاده و برای مردی که می‌رود دست تکان می‌دهد [...]

Bedeutungen

1 Dativ

برای بدرقه کسی با دست علامت دادن یا خداحافظی کردن

  • Sie winkte ihm lange nach, als der Zug abfuhr.او مدت‌ها برایش دست تکان داد، وقتی قطار حرکت کرد.
  • Die Kinder winkten ihren Eltern am Flughafen nach.بچه‌ها در فرودگاه برای والدینشان دست تکان دادند.