nachwinken
از دور دست تکان دادن، بدرقه کردن با دست
Beispiele
- Dies ist nicht nur die Frau, die in der Schürze am Tor steht und dem Mann ''nachwinkt'' […].این فقط زنی نیست که در لباس پیشبند کنار دروازه ایستاده و برای مردی که میرود دست تکان میدهد [...]
Bedeutungen
1
Dativ
برای بدرقه کسی با دست علامت دادن یا خداحافظی کردن
- Sie winkte ihm lange nach, als der Zug abfuhr.او مدتها برایش دست تکان داد، وقتی قطار حرکت کرد.
- Die Kinder winkten ihren Eltern am Flughafen nach.بچهها در فرودگاه برای والدینشان دست تکان دادند.