nachgiebig
انعطافپذیر، نرم، سازگار (در مورد شخصیت)؛ قابل تغییر شکل (در مورد مواد)
Beispiele
- Mancher mag eine Entscheidung ''nachgiebig'' finden, ein anderer findet sie selbstvergessen.ممکن است کسی تصمیمی را سازگار بیابد، دیگری آن را از خود بیخود شده مییابد.
- Auch gegenüber dem rabiaten Expansionskurs der USA zeigte sich die britische Regierung ''nachgiebig.دولت بریتانیا حتی در برابر سیاست توسعهطلبانه خشن آمریکا نیز انعطافپذیر نشان داد.