nachhalten
پیگیری کردن، ماندگار بودن اثر
Bedeutungen
1
Akkusativ
روند، کار، پروژه یا هزینهها را پیگیری کردن و ثبت نمودن
- Wir müssen die Aufgaben im Projekt genau nachhalten.ما باید وظایف پروژه را به دقت پیگیری کنیم.
- Alle Ausgaben wurden im System nachgehalten.تمامی هزینهها در سیستم ثبت و پیگیری شدند.
2
intransitiv / bei + Dativ
اثری طولانیمدت و ماندگار در ذهن یا بدن داشتن
- Die Wirkung des Medikaments hält lange nach.اثر دارو تا مدتی طولانی ماندگار است.
- Seine tiefgründigen Worte haben bei mir lange nachgehalten.سخنان پرمحتوای او مدتی طولانی در ذهن من باقی ماند.