nachkalkulieren

Aussprache: /ˈnaːxˌkalkuˈliːrən/
Worttrennung: nach·kal·ku·lie·ren
فعل

محاسبه مجدد هزینه‌ها (پس از اتمام کار)

Beispiele

  • Bei sprunghaft steigenden Goldkursen, müssen Goldschmiede ''nachkalkulieren''.با افزایش ناگهانی قیمت طلا، طلاسازان باید هزینه‌ها را مجدداً محاسبه کنند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

هزینه‌ها یا قیمت‌ها را پس از انجام کار یا در طول پروژه دوباره محاسبه یا بازبینی کردن.

  • Wir müssen die Projektkosten noch einmal nachkalkulieren.ما باید هزینه‌های پروژه را یک بار دیگر دوباره محاسبه کنیم.
  • Nach der Materialpreiserhöhung mussten alle Angebote nachkalkuliert werden.پس از افزایش قیمت مواد، تمام پیشنهادات باید دوباره محاسبه می‌شدند.