فعل
دوباره پختن، طبق دستور پختن، تقلید کردن در آشپزی
معانی و تعاریف nachkochen:
- غذایی را دوباره پختن یا گرم کردن.
- یک دستور پخت یا غذای خاص را تقلید کردن و پختن.
- پس از جوش آمدن، به آرامی پختن یا قل زدن (معمولاً برای تکمیل پخت).
جملات نمونه برای nachkochen:
In der Kochsendung heute wurde ein vegetarisches Gericht gezeigt, dass ich unbedingt mal ''nachkochen'' möchte.
در برنامه آشپزی امروز، غذای گیاهیای نشان داده شد که حتماً میخواهم آن را دوباره بپزم.
Ich muss das Essen noch einmal nachkochen, es ist kalt geworden.
من باید غذا را یک بار دیگر بپزم، سرد شده است.
Kannst du die Suppe bitte nachkochen, bevor wir essen?
میتوانی لطفاً سوپ را قبل از اینکه بخوریم، دوباره گرم کنی؟