nachlegen

Aussprache: /ˈnaːxˌleːɡn̩/
Wortzerlegung: nach·le·gen
فعل

هیزم/سوخت اضافه کردن، بیشتر کردن (عملکرد/سرمایه)

Bedeutungen

1 Akkusativ / intransitiv

سوخت، چوب یا زغال به آتش و کوره اضافه کردن

  • Es wird kalt, wir müssen Holz nachlegen.هوا سرد می‌شود، باید هیزم اضافه کنیم.
  • Er legte noch ein paar Kohlen nach.او چند تکه زغال دیگر اضافه کرد.
2 intransitiv / Akkusativ

در ورزش یا کسب‌وکار: گل یا عملکرد بیشتری ارائه دادن، سرمایه اضافه کردن

  • Die Mannschaft konnte in der zweiten Halbzeit noch einmal nachlegen.تیم توانست در نیمه دوم عملکرد بهتری ارائه دهد (گل‌های بیشتری بزند).
  • Der Investor musste finanziell nachlegen.سرمایه‌گذار مجبور شد سرمایه بیشتری تزریق کند.