nachmelden
متعاقباً ثبتنام کردن، بعداً گزارش دادن
Beispiele
- Die fehlenden Daten müssen wir noch nachmelden.ما باید دادههای گمشده را متعاقباً گزارش دهیم.
Bedeutungen
1
Akkusativ
اضافه کردن اطلاعات جاافتاده یا ثبتنام با تأخیر
- Sie müssen den neuen Mitarbeiter bis Ende der Woche nachmelden.شما باید کارمند جدید را تا پایان هفته (در لیست بیمه/اداره) ثبت کنید.