nachplappern
تقلید کردن، تکرار کردن (بدون فکر)
Beispiele
- Die Medien pflegen in der Regel ein modisch verzerrtes Deutschlandbild, wobei häufig ungeprüft ''nachgeplappert wird,'' was man woanders gelesen, gehört oder gesehen hat.رسانهها معمولاً تصویری تحریفشده و مد روز از آلمان ارائه میدهند، که در آن اغلب آنچه در جاهای دیگر خوانده، شنیده یا دیدهشده، بدون بررسی تکرار میشود.
Bedeutungen
1
jemandem (Dativ) etwas (Akkusativ)
حرف یا عقیده کسی را بدون فهم یا تفکر تکرار کردن.
- Er plappert immer nur nach, was sein Chef sagt.او همیشه فقط حرفهای رئیسش را طوطیوار تکرار میکند.
- Kinder neigen dazu, Wörter nachzuplappern, die sie hören.کودکان تمایل دارند کلماتی را که میشنوند، تکرار کنند.