nachprüfbar

Aussprache: /ˈnaːxˌpʁyːfbaːɐ̯/
Worttrennung: nach·prüf·bar
صفت

قابل بررسی، قابل راستی‌آزمایی

Bedeutungen

1

چیزی که می‌توان صحت یا درستی آن را با بررسی کردن تأیید یا رد کرد.

  • Die Angaben im Bericht müssen nachprüfbar sein.اطلاعات موجود در گزارش باید قابل بررسی باشند.
  • Wir brauchen nachprüfbare Beweise für diese Behauptung.ما به شواهد قابل راستی‌آزمایی برای این ادعا نیاز داریم.
  • Ist diese Information nachprüfbar oder nur ein Gerücht?آیا این اطلاعات قابل بررسی است یا فقط یک شایعه؟