nachprüfen

Aussprache: /ˈnaːxˌpʁyːfn̩/
Worttrennung: nach·prü·fen
فعل

دوباره بررسی کردن، بازبینی کردن

Beispiele

  • Seine Angaben wurden ''nachgeprüft.اطلاعات او دوباره بررسی شد.
  • Da er nur in einem Fach negativ abschnitt, wurde er im Herbst ''nachgeprüft.چون او فقط در یک درس نمره منفی گرفت، در پاییز از او امتحان مجدد گرفته شد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را دوباره بررسی کردن تا صحت یا اعتبار آن مشخص شود.

  • Er musste die Angaben noch einmal nachprüfen.او مجبور شد اطلاعات را دوباره بررسی کند.
  • Bitte prüfen Sie die Rechnung genau nach.لطفاً فاکتور را دقیقاً کنترل کنید.
2 ob/wann/wie + Nebensatz

یک اطلاعات یا ادعا را از طریق تحقیقات بیشتر تأیید یا رد کردن.

  • Wir müssen nachprüfen, ob die Daten korrekt sind.ما باید بررسی کنیم که آیا داده‌ها صحیح هستند یا خیر.
  • Es ist wichtig, die Quellen nachzuprüfen.مهم است که منابع را بررسی مجدد کنیم.