nachreden
پشت سر کسی بدگویی کردن، طوطیوار تکرار کردن
Bedeutungen
1
jemandem (Dativ) + etwas (Akkusativ) + nachreden
پشت سر کسی شایعه ساختن یا سخنان منفی نسبت دادن (غیبت/بدگویی کردن)
- Man sollte ihm nichts Böses nachreden.نباید پشت سر او بدگویی کرد (چیزهای بدی نسبت داد).
- Wer weiß, was die Leute mir nachreden werden!چه کسی میداند مردم پشت سر من چه خواهند گفت!
2
jemandem (Dativ) + etwas (Akkusativ) + nachreden
حرفهای دیگری را بدون تفکر و چشموبسته تکرار کردن
- Er redet nur das nach, was die Medien berichten.او فقط آنچه را که رسانهها گزارش میدهند طوطیوار تکرار میکند.
- Du musst nicht jedem Politiker alles nachreden.لازم نیست هر چه هر سیاستمداری میگوید را تکرار کنی.